حسين بن احمد البراقي النجفي ( مترجم : سعيد راد رحيمى )
137
تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى )
انتقال حجر الأسود از مكه به كوفه علامهء مجلسى در بحار الأنوار به نقل از اصبغ بن نباته از حضرت على ( ع ) روايت كرده كه فرمود : اى مردم كوفه ! خداوند متعال ، چيزى به شما عطا فرموده كه به هيچ كس نداده است ، عبادتگاه شما بر خانهء حضرت آدم ( ع ) ، نوح ( ع ) ، ادريس ( ع ) ، عبادتگاه ابراهيم خليل ( ع ) و پرستشگاه برادرم خضر ( ع ) . . . برترى دارد . تا آنجا كه فرمود : زمانى فرا مىرسد كه حجر الاسود در آن نصب مىشود و اين محل ، عبادتگاه فرزندم مهدى ( عج ) خواهد شد . . . علامه ( ره ) در كتاب البيان گويد : روزى فرا مىرسد كه . . . تا آنجا كه مىگويد : چه بسا نصب حجر الاسود از سوى معصوم ( ع ) به حق صورت گيرد ، نه از روى دشمنى و ستم كه مانند بسيارى از موارد ، از جمله ويژگيهاى زمان آن حضرت ( ع ) مىباشد . به اين مطلب بدين طريق خدشه وارد مىشود كه اين انتقال و جابهجايى در شمار ويژگيهاى آن زمان ذكر نشده است . شايد منظور اين روايات ، واقعهاى است كه از روى دشمنى و ستم در زمان قرمطيان به وقوع پيوست ، به طورى كه حجرالاسود را از مكه به كوفه انتقال دادند و در مسجد كوفه نصب كردند ، و آن سنگ به مدت طولانى در آن مسجد قرار داشت تا حكومت قرمطيان منقرض شد و به جايگاه نخست انتقال يافت . مشهور است كه هنگام جابهجايى آن از مكه به كوفه به سبب سنگينى آن بسيارى از شتران از حملش ناتوان شدند ، اما هنگام بازگرداندن آن به مكه ، تنها يك شتر ، سنگ را حمل مىكرد . باز گرداندن حجرالاسود در عصر محمد بن قولويه صورت پذيرفت كه داستان عجيبى نيز از وى نقل كردهاند . سبب جابهجايى حجر الاسود ، اين بود كه زكرويهء قرمطى در سال 293 ( ه . ق ) خروج كرد و دين جديدى آورد و مردم را به سوى خود فرا خواند و آنان نيز وى را اجابت كردند و كار او بالا گرفت و شروع به قتل عام مردم كرد . تا اين كه زكرويه در يكى از ميدانهاى